سلام
چون برادران گرامی نمیدونم کجا زحمت کشیدن ما رو فیلتر کردن
این وبلاگ جدید رو باز کردیم
دل نوشته های من
چون برادران گرامی نمیدونم کجا زحمت کشیدن ما رو فیلتر کردن
این وبلاگ جدید رو باز کردیم
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج
تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.
آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.

شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش
مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج
تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.
آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.

در این کتاب که سال ۱۳۸۱ انتشار یافت مطالبی در مورد برخی چهرهای سیاسی مطرح شد
از جمله موسوی خوئینی ها . محسن رضایی . میر حسین موسوی و ...
اگر چه کتاب او به سرعت از سطح کتاب فروشی ها جمع شد
و او به خاطر شنود اشباح ۲ مدتها دستگیر بود اما هیچگاه هیچکس جواب قانع کننده ای
در مورد اتهامات مطرح شده در این کتاب ارائه نداد و حتی برخی مانند کیهان اورا مهره اسرائیل خواندند
چند وقت پیش نامه ای از رضا گلپور در مورد مشایی و رحیمی خواندم که مثل بمب رسانه ای
عمل کرده بود و متاسفانه باز جواب قانع کننده ای از این افراد ارائه نشد
و با توجه با شناخت این جماعت دست به شکایت شکایتی نیز طرح نشد
البته شاید نتوان همه این نامه را صحیح دانست اما مطالب آن تا حدودی پاسخگوی سوالات ذهنی
پیرامون برخی رفتار های رئیس جمهور است.
این متن نامه رضا گلپور است که در تاریخ ۲/۹/۸۹ توسط سایت عماریون انتشار یافت اما پس از تنها ۴ساعت از روی سایت برداشته شد!! بعد از عماریون مشرق و خبرنامه دانشجویان ایران با استقامت بیشتر این مطلب را انتشار دادند اما آنها نیز پس از چند ساعت (حداکثر ۱۶ ساعت) مطلب را برداشتند..
جهت تصدیق میتوانید در گوگل عبارت "گلپور نامه مشایی" را جستجو کنید تا مشاهده کنید رد پای مطالب حذف شده را!!
مابقی سایت ها و نشریات صرفا به خبر یا تحلیل ای نامه یا نویسنده ویا ساختن شایعات اکتفا کردند... متن ای نامه فقط اینجا و متاسفانه بر روی سایت بالاترین و برادرانش موجود است..
برای مشاهده نامه به ادامه مطلب بروید
نگاههایشان به هم گره خورده بود، اما سکوت اجازه حرف زدن به پدر نمیداد.
برف کم کم سر رویش را میپوشاند و پدر باز هم آرام و بی حرکت سرجایش نشسته بود.
مادر دست کودک را گرفت:
“بلند شو برویم مادر“.
کودک اما از کنار پدر تکان نمیخورد.
مادر کودک را به آغوش کشید و از آنجا فاصله گرفت.
چشمان پدر هنوز به کودک بود و کودک هم نگاهش به قاب عکس پوشیده از برف.
باز هم همان سئوال تکراری:
“مادر! شهید یعنی چه؟”

"اگر یک جمله شما رو قرار باشه میلیاردها آدم بخونن"
چی می نویسید؟
اگر قرار باشه بشنون چه می گیید؟

دل و زبونم یاری نمیکرد بگم "عید شما مبارک"
آخه عید وقتیه که گنه نکنی "به گفته ی مولا"
و عید وقت "ظهور" است
که اگر در دلی بی گناه مهدی موعود ظهور کرد
آنوقت برای آن صاحب دل
همیشه عیداست
"امید دلم نا امید شد
مویم در انتظار تو آقا سپید شد
چشمم کنار سفره کمی بغض کرد و گفت
امسال هم بدون تو سالی جدید شد"

من نیز سالها دنبال علائم ظهور بودم
تازگی ها فهمیدم باید ردپای ظهور را در دل جستجو کرد
که اگر مهدی فاطمه در دلی ظهور کند دیگر حاجتی باقی نخواهد ماند
و اگر چنین نشود حتی اگر ظهور را درک کنی معلوم نیست در کدام سو به ایستی
اما اگر در دلت عطر حضور یار بپیچد رجعت می کنی حتی اگر جسمت وقت ظهور زیر خاک باشد
با این باور جای تعجب ندارد که در وصیت حضرت روح الله بخوانی:
"با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از ..."
و میان اشعارشان بخوانی:
"آن کس که رخش ندید خفّاش بود خورشید، فروغ ِ رخ زیباش بود"
و یا می شنوی در پاسخ به آقای طالقانی می فرمایند:
"اگر امر حضرت صاحب الزمان باشد چطور..."
و بگویم که بیهوده دنبال حسرت نباش در وصیت این بزرگان
که آنها درک کرده اند آنچه را که باید
البته اگر آن شد همه درد ها دوا خواهد شد
حتی درد بلا تکلیفی
که بد دردیست

عده ای که ابتدا خودشان پی می برند که دچار بد بویی شده اند
معمولا چاره می کنند
اما عده ای که نمی فهمند، دیگران را آزار می دهند
بیچاره تر آنها که به واکنش مردم هم بی اهمیت هستند
آنها تا ابد در تعفن خویش می مانند
"نکته"
همه ی ما بدی هایی داریم که در عالم معنا بوی بد دارند
می بایست ابتدا خودمان بفمیم
و الا دیگران را آزار می دهیم و اگر خوش اقبال باشیم به ما تذکر می دهیم
و بدا به حال آنها که به تذکر دیگران بی اهمیتند
و بیچاره آنها که در شهری زندگی می کنند که مردمی کربو دارد
راستی چقدر می فهمیم بدیمان را قبل از ....
"محاسبه کنید خویش را قبل از آنکه محاسبه کنند شما را"
"از همه ی اهل قلم و اهل های قلم به دست می خوام که این نوشته رو به نحو خوب ویرایش کنند"
ممنون![]()
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق اینبار به دیوانه شدن می ارزد
گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد